محمد تقي المجلسي ( الأول )
121
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
مقرون است به تحميد ايشان كه بر صفات سلبيه و صفات ثبوتيه همه دلالت مىكنند و يا آن كه اين عبارت يا امثال اين عبارت را مىگويند به زبانى كه ما نمىفهميم و جمعى گفتهاند كه وجه اقتران حمد به تسبيح آنست كه چون در تسبيح تنزيه الهى مىكنند متوهم مىشود كه ايشان به خودى خود اين تسبيح مىكنند تدارك اين معنى به تحميد مىكنند كه تسبيح ما از توفيقات و هدايات اوست و منافاتى نيست كه هر دو مراد باشد و آن چه واقع است كه دون عرش تسبيح مىكنند يك احتمالش آنست كه عرش و غير آن مراد باشد و يا آن كه مراد از عرش علم باشد و مراد از دون عرش معلومات الهى بوده باشد يا مراد از دون نزد عرش باشد چون عرش هميشه به تسبيح و تحميد مشغول است ما دون عرش در اين اوقات تسبيح گويند و اين ساعتى است كه پروردگار عظيم الشأن من صلوات و رحمت و فيوض قدسيه بر من نازل مىسازد و به سبب انزال بر من بر كافه عالميان نيز مىفرستد چنان كه حديث لولاك لما خلقت الافلاك بر آن دلالت مىكند و از جمله رحمتها بر عالميان نماز است كه بر من و بر امّت من واجب گردانيده است و فرموده است كه اقامت كن نماز را در وقت زوال آفتاب تا نصف شب چنان كه گذشت و اين ساعتى است كه در روز قيامت جهنم را در صحراى محشر مىآوردند چنان كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه * ( وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ ) * و چون در آن روز آفتاب حركت ندارد و بر سمت الرأس است گوييا كه هميشه زوال است و ممكن است كه در آن روز نيز زوالى داشته باشد يا چون نصف روز كه بيست و پنج هزار سال است مىگذرد و جهنّم را مىآورند چنان كه خاصه و عامه روايت كردهاند از ابو سعيد خدرى كه چون اين آيه نازل شد رنگ حضرت سيّد المرسلين صلَّى الله عليه و آله متغير شد و حالتى عجيب از روى آن حضرت مشاهده شد كه صحابه ترسيدند كه مبادا